| از تحريفات قيام سرخ عاشورا چقدر شناخت و درك داريم؟ |
|
|
مبادا كه بفهمي !؟از تحريفات قيام سرخ عاشورا چقدر شناخت و درك داريم؟ امام حسين (ع) در قيام كربلا كاري بزرگتر از شهادتش انجام مي دهد . نيمه تمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن . حج عظيم را نيمه كاره رها مي كند تا به همه بياموزد كه اگر امامت و رهبري نباشد ، اگر هدف نباشد ، اگر حسين (ع) نباشد ، خانه خدا با بت يكسان مي شود . اگر درك صحيح و ولايت واقعي نباشد يك ساختمان چهارگوش ارزش ندارد . اين امام است كه به حج معنا مي دهد و آن ساختمان چهارگوش شهر مكه را هويت مي بخشد . ولايت و سروري يعني از خودت بر خودت دلسوزتر ، يعني مصداق درك درست از دين . ديني كه تعريف درست آن چهارده ستاره روشن و روشنگر هستندحال اگر اين نور تابيده نشود ؟ اگر اين روشنايي به مردم نرسد چه ؟ آيا ابرهاي سياهي مانع رسيدن اين نور نشده اند ؟ آيا اين نور به طور كامل تاكنون ادامه داشته است ؟ آيا ما توانسته ايم در پرتو اين نور، درك درستي ازمسير دين داشته باشيم ؟ آيا تحريفي صورت نگرفته است ؟ مي گويند تحريف دو نوع است : يكي لفظي است ، كه مثلاً در واقعه عاشورا لشكر عمرسعد يك ميليون و ششصد هزار نفر بوده اند . يا روز عاشورا 72 ساعت بوده . يا با هر حمله ، ده هزار دشمن كشته مي شد و يا ... . از اين گونه تحريفات در ماجراي كربلا زياد است كه هرچند دروغ است و به اصل صداقت ماجرا صدمه مي زند ، اما واضح است . يعني با گذشت زمان و پيشرفت شعور و جدا شدن احساسات ، اين تحريفات مشخص مي شوند و خنثي مي شوند . لطمه بالايي نمي توانند بزنند . ولي تحريف ديگري وجود دارد ، تحريف معنوي . يعني دين آنطور بيان شود كه لازم است . وسيله اي شود براي برآورده شدن هدف . دكتر شريعتي اين مطلب را گسترده توضيح داده است . دين اسلام و خصوصاً مذهب تشيع را در مرحله اي خاص ، وسيله اي براي تحكيم حكومت و ثبوت اركان صفويان بيان كرده است . كه البته صفويان مخترع آن نبوده اند ، بلكه ادامه دهندگان اين مسير شده اند . بطوري كه اولاً تشيع را در جامعه ايجاد و حفظ كنند تا از آن تكيه گاهي براي رژيم خود در ميان مردم بسازند و وسيله اي براي تفرقه ی مسلمين ايران از دنياي اسلامي و دشمني و نفرت ميان دو قطب ايجاد كنند . ثانياً بايد هوشيارانه بكوشند كه تشيع را فلج و مسخ كنند و اثر آن را در دلها و انديشه ها خنثي كنند . در اصل آن را آنگونه كه لازم دارند بياموزند . طوري كه امام علي (ع) مطرح باشد ولي آگاهي و آزادي ، عدالت نباشد . كربلا باشد ولي سرگرم كننده ، خواب آور ، ساكن كننده و آرامش دهنده . صحبتي از از امر به معروف ، قيام براي خدا و تلاشي در احقاق حق نباشد . چنين نيازي حس نشود . اين جنبه هاي دين ساكت كننده با شيوه مطرح كردن مصائب كربلا . بحث امامت و مظلوميت امامان و ظالم بودن حكام آن زمان مطرح شود ، به گونه اي كه با سلطنت استبدادي و فاسد وقت صفوي منافاتي نداشته باشد . خلاصه كنم ، شيعه اي باشد كه جوشي است و احساساتي . رقيق القلب و انتقام جو . عصباني از ستم كربلا و منتظر بر ظهور موعود براي حل مشكلات . « اي كاش در عاشورا با تو بودم تا به فيض بزرگ شهادت مي رسيدم .» و ديگر هيچ . غافل از كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا . محزون و ساكت در برابر غضب حق و ظلم ، اگر بفهمد و لازم باشد ، فوري انقلابي مي شود . خشم و كينه و عشق جانش را مشتعل كرده و قيام مي كند ، فرياد مي زند . دست از جان مي شويد و شمشير بر مي دارد . شنيده است كه قيام واجب است ، اما نفهميده است كي ؟ چگونه ؟ عليه چه كسي ؟ يا نمي داند يا ناقص مي داند . علي (ع) را رستم دستان شاهنامه كرده آن هم نه در رزمگه ، در خانقاه ها . غريب و مظلوم . هيچ گاه عدل او مطرح نشده است . بحثي در آن ندارد . فاطمه (س) را زني نالان ، كه تمام همتش اين است كه ملكي را كه دولت به ناحق از او مصادره كرده است پس بگيرد . و تمام سخنش گريه و آه و ناله و نفرين و ديگر هيچ . اين شيعه هيچگاه نمي فهمد كه اسوه زنان عالم بودن يعني چه ؟ چگونه است ؟ حسن را ضعيف و خانه نشين ، صلح جو و بدون جرأت قيام .... . حسين (ع) را متعاقباً عرض خواهم كرد . و زينب را تغيير مي دهد . زني كه مردانگي ، در ركابش جوانمردي آموخت ، زني كه با دو فرزندش به قربانگاه آمده و تمامي مصيبت ها را درك كرده بود و بجز زيبايي نمي ديد و در دربار يزيد فريادي برآورد كه هزار سال دستگاههاي تبليغاتي بني اميه و بني عباس و وارثين آنان نتوانستند خاموشش كنند . اما منبرهاي مصيبت وار روحانيت صفوي توانستند آن را نوحه كنند . يعني عوض شد . از بين رفت . عباس بن علي (ع) ، برادر حسين (ع) را ،كسي كه علم دين را به دست داشت ، بدل مي كند به پهلوان تاريخ ، مصداق مردي و حماسه ، پرسوناژ پارتي هاي زنانه ، سمبل سفر ، بدن ساز قوي هيكل ... . اين تغييرات را وارد مي كند به متن تشيع و اين باور عوام مي شود . و به متن جامعه خورانده مي شود كه شيعه باش . حتماً هم باش . اصلاً بايد شيعه باشي اگر نباشي كشته مي شوي . قزلباشهاي صفوي با تيغ در خيابانها راه مي افتادند و دسته جمعي فرياد مي زدند : بر عمر لعنت . بر ابوبكر لعنت . رهگذران و كسبه بايد در جواب مي گفتند : بيش باد . هر كس ترديد مي كرد بلافاصله كارد قزلباش ها شكمش را سفره مي كرد و از ترديد بيرونش مي آورد ! شيعه باشي در اين سيستم جديد . شهيد مطهري خاطره اي نقل مي كند : ( در سالهايي كه در قم بوديم ، يادم هست يك نمايشها و شبيه خواني هاي ( تعزيه ) خيلي مزخرفي در بين مردم بود . سالهاي اول مرجعيت مرحوم آيت ا... بروجردي رضوان ا... كه قدرت فوق العاده اي داشتند . قبل از محرم بود كه به ايشان گفتند كه وضع شبيه خواني هاي ما اين جور است . ايشان دعوت كردند از تمام رؤساي هيأتها كه به منزل ايشان آمدند . از آنها پرسيدند : شما مقلد كي هستيد ؟ همه گفتند : ما مقلد شما هستيم . ايشان فرمودند : اگر مقلد من هستيد ، فتواي من اين است كه اين برنامه هاي شما به اين شكل حرام است . با كمال صراحت به آقا عرض كردند : آقا ما در تمام سال مقلد شما هستيم ، الا اين سه چهار روز كه ابداً از شما تقليد نمي كنيم . ) اين مطلب حاكي از اين است كه ، هدف امام حسين ( ع ) نيست ، هدف اسلام و مكتب نيست . چيز ديگري است مسأله اينقدر بالا مي گيرد كه براي جزء غلط ، كلّ درست را فدا مي كنند . حاضرند عليه فتوا عمل كنند . اينها معتقدند كه در روش تمسك به امام حسين (ع) از مرجعشان بيشتر مي فهمند وآنقدر دراين مطمئن هستند كه فتواي ايشان را قبول نمي كنند . ببينيد كدام عوامل باعث مخالفت امامهاي ما شيعيان با نظامهاي بني اميه و بني عباس و ... بوده است ؟ چه كسي تا به حال در اين مورد صحبت كرده است ؟ چه كسي فكر كرده است ؟ آيا تو تا به حال در اين مورد فكر كرده اي ؟ اينها را لازم نبوده است كه تو بداني . مبادا روزي بفهمي . تو شيعه يك كار بكن . فقط يك كار . بنشين ، لعنت كن ابوبكر اولي و عمر دومي و ... را . كه با هر لعنت تو آنقدر ثواب برايت نوشته مي شود كه ...... مبادا بفهمي كه براي چه لعنت مي كني . مگر آنها چه كرده اند كه مشمول لعنت جنابعالي شده اند . مگر اينها نزديكان اسلام نبوده اند . مگر ابوبكر با پيامبر (ص) از مكه هجرت نكرد ؟ پس كدامين كار آنها باعث شده است كه تا ابد ملعون باشند ؟ مبادا در اين مورد فكر كني ! اصلا مبادا فكر كني . تو چه كار داري ؟ لعنت كن ، ثواب ببر . سياست و هنر در اين نوع تبليغ اين است كه محبت را جانشين و جايگزين معرفت كرده اند . شيعه در سيستم صفويه بايد ستايش كند اما نشناسد ، نفهمد . ديوانه وار دوست داشته باشد ، عشق بورزد ، اما حركتي نكند . از واقعه هاي تلخ عاشورا اندوهگين شود ، نعره بزند ، بر سر خود بكوبد ، شيون بكند ، زار بزند ، جنون بگيرد ولي نفهمد امام حسين (ع) براي چه مكه را ترك كرد ؟ مگر حج واجب نبود . چرا آن را رها كرد ؟ چرا به بيابان زد ؟ چرا خروج كرد ؟ چرا اهل بيتش را همراهش آورد ؟ شيعه ی صفوي نبايد بفهمد كه چرا امام حسن (ع) قيام نكرد . سكوت كرد . با معاويه صلح كرد ولي امام حسين (ع) قيام كرد . آن هم نه عليه معاويه ، عليه يزيد . براي جواب اين سؤالها تو ( شيعه صفوي ) فقط يكي دو كلمه بدان . حفظ كن بيشتر نمي خواهد بداني . نبايد بداني . تو فقط عزا بگير . سياه بپوش . بنشين تا برايت بخوانم . تكرار كن و بر سر و سينه ات بزن . محكم و سه ضرب . بعد واحد . بعد شور . بعد بنشين . بعد پاشو . بعد بمير . ديگر چيزي نمي خواهد بداني . تو نبايد بيشتر از اين بداني . شما بيا لذت ببر كه عجب امامي داري . در قلعه خيبر را كه پهلوانان چند نفري نمي توانستند بردارند ، با يك دست برداشت و سپر كرد . عشق بورز ! چقدر قوي بوده . نمي خواهد بداني كه امام تو دست برادرش عقيل را سوزاند براي بيت المال . فكرش را هم نكن . اصلاً به تو چه ؟ هيس حرف نزن . كافر شدي ها . به هر حال آنچه كه درك مي شود تحريف هايي است كه حكومتها براي تحكم سلطه خود ، در منش و سيره دين و تشيع علوي وارد آورده اند . حال سؤالي در ذهن باقي مي ماند . ما چقدر در باتلاق اين تحريفها گرفتارشده ایم ؟ دين و مذهبي كه ما ادعاي آن را داريم . چقدر با اصل خود فاصله گرفته ؟ چقدر مسير كج رفته ايم ؟ چقدر دور شده ايم ؟ اين را بدان كه تو بايد بفهمي قاسم سلماني |
||











