| آسيبشناسي منبر و خطابه در گفتگو با حجت الاسلام ادیب |
|
|
|
حجتالاسلام و المسلمین ادیب یزدی ( از شخصیت های زارچی مقیم تهران و از واعضان نامی کشور )متولد 1338، فارغالتحصیل رشته ادبیات از دانشگاه تهران است.علوم حوزوی را در تهران در محضر استادان بسیاری کسب کرده است و 14سال در محضر علمای بزرگوار درس خارج فقه و اصول را گذرانده است.ایشان در سال 1359رئیس دبیرستان شهید مفتح شد (خوارزمی سابق)و بعد از آن مسئول آموزش اداره زندانها بود و بعد از مدتی رئیس دانشکده شهید باهنر گردید و حدود چندین سال هم امام جمعه خمین بود.ایشان همچنین در عقیدتی ـ سیاسی وزارت دفاع فعالیت زیادی داشت، بعد به سپاه رفت و دو سالی هم در دفتر نمایندگی ولی فقیه در سپاه بود.در سال 1379با حکم جناب دکتر لاریجانی رئیس مجتمع فرهنگی و امام جماعت مسجد بلال شد و فعالیت خود را در این مجتمع آغاز کرد مصاحبه پيرامون آسيبشناسي منبر و خطابه با حجتالاسلام مرتضي اديب يزدي، مسئول مجتمع فرهنگي بلال صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران كه در موارد بسياري پرچمدار تبليغات سنتي و مذهبي و در خدمت نظام بوده است .
تاريخچه شكلگيري منبر و تطور آن در طول تاريخ را توضيح دهيد ؟ اولين منبري كه در اسلام ساخته شد منبر دو پايهاي بود كه زني از انصار وقتي مشاهده كرد پيغمبر به تنه درخت تكيه ميدهد و براي مردم صحبت ميكند با اجازهي پيامبر، دستور ساخت آن را داد غلامش منبري دو پايه ساخت و به عنوان هديه به ايشان تقديم كرد... اولين منبري كه در اسلام ساخته شد منبر دو پايهاي بود كه زني از انصار وقتي مشاهده كرد پيغمبر به تنه درخت تكيه ميدهد و براي مردم صحبت ميكند با اجازهي پيامبر، دستور ساخت آن را داد غلامش منبري دو پايه ساخت و به عنوان هديه به ايشان تقديم كرد. از آن پس پيامبر اكرم (ص) بر فراز منبر مينشست و ... از آن پس منبر به عنوان رسميترين، اصيلترين، ماندنيترين و سنتيترين نهاد و ابلاغ پيامهاي آسماني و رسمي آيين اسلام در طول تاريخ مطرح بوده و طبق قول معروف خلفاي راشدين پاي منبر ميايستادند، پيغمبر نيز حدالامكان روي منبر ميايستاد و در اواخر عمر شايد به جهت ضعفجسمي روي منبر مينشستند. اهل سنت هنوز هم روي منبر ميايستند ولي اهل تشيع مينشينند. معلوم ميشود كه منبر در طول تاريخ مكاني بسيار حساس بوده و خصوصاً متدينين و مومنين چشمشان به عرصهي منبر دوخته ميشد تا ببينند كدام ماه از آن عرصه جلوهگري ميكند و چه سخناني ميگويد تا از آن بهره ببرند، در هر صورت تاريخ گواه است كه مردم به منبر اعتماد دارند و نگاهشان به آن نگاهي ويژه است. و اما منبر در طول تاريخ تطورات عميقي داشته گاهي اوقات همين منبر كه جايگاه ظهور خورشيد و چهره موجه پيغمبر اكرم (ص) بوده به گفته امام سجاد (ع) به چوبهايي تبديل ميشد كه لايق سوزاندن و به آتش كشيدن بود. امام سجاد (ع) در مسجد اموي وقتي ميخواستند بر فراز منبر صعود كنند به يزيد فرمودند كه اجازه بده تا از اين چوبها صعود كنم. امام سجاد (ع) منبري را كه بر فراز آن به علي ابن ابيطالب (ع)، امام حسن مجتبي (ع) و سيدالشهداء جسارت شده بود چوبي لايق سوزاندن ناميد. به همين منظور منبري كه بر فراز آن حق و حقيقت ولايت بيان نشود، منبر نيست. باز هم تاريخ گواهي ميدهد كه گاهي اوقات منبر وسيله دست مردم فريبان، ظاهرپرستها، متحجرين و شيطان صفتان بوده كه با سوءاستفاده از موقعيت و طهارت منبر وجوه انحرافي خويش را به مردم القاميكردند. به اين ترتيب منبر را محمل بيان چه مطالبي ميدانيد؟ وقتي صحبت از منبر است بايد گفت كه بخش ويژهاي از مردم به شدت به منبر توجه ميكنند از طرفي زمانيكه نام منبر به ميان ميآيد مردم با خيال راحت به آن روي ميآورند و يقين دارند كه آنچه از اين جايگاه به گوش آنان ميرسد حتماً از معارف حياتي سرچشمه گرفته و خود بافته نيست، منبر جايگاه بسيار اصيلي دارد و جاي بيان يافتههاست نه جاي بيان بافتهها. مردم به بافتهها توجه ظاهري دارند اما بر يافتهها توجه باطني و حقيقي ميكنند. بنابراين فردي كه بر فراز منبر جلوس ميكند بايد يافتههايش را كه در اثر عمل به احكام الهي به آن رسيده براي مردم بيان كند چنانكه پيغمبر اكرم (ص) يافتههاي خود را به شكلي روان و زيبا براي مردم بيان ميكرد. خيلي خوب، حالا با توجه به ظهور رسانهاي ديداري و شنيداري، فكر نميكنيد جايگاه منبر و خطابه رو به زوال است؟ براي پاسخگويي به اين سوال لازم است منبرها را از دو جنبه محتوايي و شكل ظاهري آسيبشناسي كنيم. از لحاظ محتوايي اولين آسيب اين است كه بر فراز منبر مسائلي به غير از حقيقت اسلام مطرح شود مثلاً فرض كنيد از منبر جريان سرمايهداري به عنوان يك جريان اسلامي معرفي شود يا به مردم القا شود كه سرنوشت مختومي در انتظارشان است و حال اينكه خداي بزرگ در قرآن ميفرمايد: ان الله لايغير ما بقوم حتي يغير ما بانفسهم. معنايش اين است كه اگر مردم، هوشيار و داراي مقام بصيرت باشند، هرگز در مواجهه با استكبار جهاني كم نميآورند ولي اگر مردمي شايعه پذير و ضعيف باشند و بينشهايشان عميق نباشد بديهي است كه در مواجهه با موج فراگير هجوم فرهنگي، شكست خواهند خورد، لهذا بر فراز منبرها بايد به مردم گفته شود كه سرنوشتشان به دست خودشان رقم ميخورد و ميتوانند منويات حضرت حق را به جهت سعادتمندي سرنوشت خود به كار برند. اگر ملتي متحد و در ذيل عنايت ولي فقيه باشند و شرايط منتظر واقعي را در خود ايجاد كنند قطعاً رستگارند. در دوره بنياميه و بنيعباس به مردم القا ميشد كه شما بخواهيد يا نخواهيد يزيد توسط خدا برگزيده شده است و يزيد هم آن زمان كه سر بريده ابي عبدالله حسين (ع) را جلويش گذاشتند براي آزار اهل بيت (ع) با تمسك به آيه تغزوا من تشا و تزل من تشا خدا عزيز ميكند هر كه را بخواهد و ذليل ميكند هر كه را بخواهد گفت اگر من حاكم و عزيزم خدا خواسته و حسين ابن علي (ع) نيز به خواست خدا شهيد شده است كه در آن هنگام زينب كبري (س) جواب بسيار محكمي به ياوههاي يزيد داد و فرمود: فلا تحسبن الذين كفروا انما فعلي لهم خيراً لانفسهم بل انما نعلي لهم ليزدادوا اسماً و لهم عذاب مهين يعني كسانيكه كافر شدند گمان نكنند اگر به آنها فرصتي داده شد به نفع ايشان است بلكه ما به آنها فرصت ميدهيم كه گناهي به گناهشان بيافزايند و نهايتاً برايشان عذابي خواركننده در نظر است. دومين مساله منبر اين است كه ارباب منبر و اصحاب بيان و نطق بايد خود را به معارف ناب محمدي (ص) نزديك كنند براي به دست آوردن منابع ناب اسلام بايستي كه خود را به سرچشمههاي اين معارف برسانند، سرچشمههاي زلال معارف اسلامي قرآن و اهل بيت (ع) هستند و اگر منبريها معارف زلال اسلامي را به مردم تحويل دهند مردم خودبخود به قدري قوي ميشوند كه خواهند توانست فرمولهاي فلسفههاي وارداتي را نيز حلاجي كرده و درك كنند. يكي از مشكلات امروز ما اين است كه پژوهشگران و دانشمندان معاصر سعي دارند براي جوابگويي به مسائل روز، افكار غيراسلامي را با افكار اسلامي ممزوج كنند كه اولاً پذيرفته نيست و ثانياً اغلب از عهده استخراج مطالب و نهايتاً استهصال ذهني كه متصورشان است برنميآيند. به جرات ميتوان گفت كه معارف آل محمد (ص) آنچنان غني است كه نيازي به معارف غير ندارد. اگر ما نتوانستهايم برخي از زواياي ذهني خود را از طريق معارف ناب اسلام اشباع كنيم به اين جهت است كه به اندازه كافي با اين معارف آشنايي نداريم. اما مساله سوم تطبيق منبر و فضاي آن با تاريخ تكامل شيعي است كه نيازمند اطلاعات قوي تاريخي از ناحيه ارباب منبر ميباشد بيشك بزرگترين حركتهاي اصلاحطلبانه و انقلابي در طول تاريخ شيعه از ناحيه منابر شكل گرفته و هدايت شده است يعني از انقلاب كربلا و انقلاب شبهاي مدينه كه حضرت صديقه طاهره (س) چهل شب به خانه اصحاب پيغمبر ميرفتند و آنها را به دفاع از علي (ع) دعوت ميكردند تا انقلاب اسلامي ايران و صدها انقلاب ديگر كه بين اين انقلابها رخ داده است همه در پاي منبرها و براساس رهنمودهاي حياتي خطبا شكل گرفته است. پس معلوم ميشود كه انقلاب با منبر ارتباطي تنگاتنگ دارد و انقلابي، به طور حقيقي، پيروز و ماندگار است كه پاي منبرها باقي بماند. منبري بايد ارتباط منبر را با تاريخ تكامل شيعي حفظ كند چرا كه اين تاريخ در ميان تاريخ بقيه تفكرات اسلامي ويژگيها و درخشندگيهاي خاصي دارد به طوريكه دعوت به معارف ناب مختص يك برهه زماني قطع خاص نبوده و جريان حقه اسلامي كه فرياد فرقه ناجيه است در طول تاريخ از حلقوم شيعه درآمده است و اين درخشندگي مديون حضرت زهرا (س) و انقلاب عظيم ايشان و فرزند بزرگوارشان حسين بن علي (ع) و نهضت بزرگ عاشورا است. اين درخشندگي در تاريخ شيعه همچنان ادامه داشته و به انقلاب عظيم اسلامي منتهي شده است و اگر ارتباط منبر را با تاريخ تطورات شيعي و پروسه عظيم زماني كه هم اكنون در آن واقع شدهايم قطع كنيم منبر از رسالت خود فاصله ميگيرد به همين منظور ارباب منبر بايد به اين حقيقت دقت كنند و از بيان تاريخ و تفكر انقلابي بر فراز منبرها هراسي نداشته باشند همانگونه كه در زمان حضرت علي (ع) عدهاي بدون واهمه از دشمنان، از ايشان دفاع ميكردند. متاسفانه امروز در ميان منبريها افرادي هستند كه با وجود صداقت و اطلاعات گستردهاي كه دارند از بيان تاريخ و حقانيت انقلاب خودداري ميكنند تا اتهامي به آنها وارد نشود دليل هم اين است كه در طول تاريخ علما و روحانيت همواره در مقابل حكومت بودهاند نه در كنار آن چرا كه حكومتها ناحق بوده و شدت مظالمي كه از حكومتهاي جور سرميزد، علما را براي دفاع از مظلوم كه بالاترين شعار اسلام و شيعه است واميداشت كه در مقابل حكومتها بايستند و اين براي علما يك عادت تاريخي شد كه در هر صورت با صاحبان قدرت به آساني سازش نداشته باشند اين يك سنت تاريخي بوده، مسلماً چنين رويكردي اكنون براي منبابر وخطبه دركشوري كه حاكميت اسلام دارد، قابل قبول نيست. اينجاست كه ما بايد بين حكومتها تمايز قائل شويم. متاسفانه عدهاي اين تمايز را نميپذيرند و بايد به آنها هشدار داد كه شرايط زماني و مكاني و تاريخ تكامل شيعي را درك نكردهاند و نتوانستهاند عوامل تاريخي را از يكديگر جدا نمايند. دليلش اين است كه ما نيروهاي مجرب و تربيت شده نداريم، نيروهايي كه منويات اسلام را درك كنند و حاضر باشند در راه آن از خودگذشتگي نمايند. منبريهاي ما بايد از اين روحيه برخوردار باشند، با اين همه ممكن است كه گاهي اوقات افتراقي بين تاريخ تفكر انقلاب و منبر به وجود آيد كه اين فاصله بايد هر چه سريعتر برطرف شود. مساله چهارم درك شرايط روز، عالم به زمان و مقتضيان زمان بودن و توجه به نسل اصلي جامعه داشتن است. در كشور ما با توجه به دسيسههاي دشمنان قشر جوان امروز بيشتر از گذشته براي پاسخگويي به شبهات به افراد مطلع و مجرب نياز دارند همچنين بايد به نيازمنديهاي بانوان جامعه كه نيمي از جمعيت كشور را تشكيل ميدهند و عناصر به شدت اثرگذار و آماده فراگيري آموزههاي اسلامي هستند توجه ويژه شود حفظ حرمت بانوان به هر طريقي بايد اعمال شود تا آنها متوجه شوند كه جايگاهشان در منظر اسلام كاملاً محفوظ است و ما دليلي براي منزوي كردن اين قشر اثرگذار نداريم. با همه اينها، همين منبر ميتواند محل ترويج عقايد نادرست عوام پروري و رشد معضلات بسياري شود. بله، در منبر بايد از خرافهگويي و بيان مطالب خلاف عقل و سطحي پرهيز شود، بسياري از منبرهاي ما امروز ما بيان خواب و رويا اداره ميشود اين مطلب ممكن است عواطف مردم را تحريك كند اما نمي توان معارف را بر مبناي خواب قرار داد. متاسفانه برخي از ارباب منبر حتي از تطبيق آنچه كه در خواب ديده ميشود با آيات و روايات غافلند و شايد اصلاً توانايي اين كار را نداشته باشند گاهي زمانها نياز است كه منبري براي تنوع در برنامههايش به يك خواب يا خاطره نيز استناد كند ولي اگر تمام منبر به بيان مطالب بيمايه اختصاص داده شود، اگر مردم جواب مثبت هم بدهند اين جواب به منبر نيست بلكه به احساسات خودشان است كه بر اثر شنيدن چنين نكتهاي برانگيخته شده، منبر بايد محتواي علمي، فكري، تاريخي و انقلابي داشته باشد اگر اينگونه نباشد نشانه بيمحتوا شدن منبر و سطحينگري به مكاني است كه بايد عاليترين و برجستهترين تحقيقات در آن عنوان شود البته اين نيازمند آن است كه ارباب منبر بتوانند مسائل علمي و روز را با معارف ناب اسلامي تطبيق داده و براي مردم بازگو كنند. الان با توجه به همه اين آسيبها و كاركرد اصيل منبر، مهمترين رسالت اين رسانه را در چه ميدانيد؟ بالاترين رسالت منبر در شرايط كنوني ايجاد انگيزه ماندگاري، دفاع، مقاومت، شجاعت، تقوا، رستگاري و تاريخنگاري براي ملتي بزرگ و امت و ملتي سترگ است كه تحت آموزههاي اسلامي به اين نتيجه رسيدهاند كه بايد در ميدان بمانند و سرنوشتشان را خود به دست گيرند. امروز به بركت انقلاب اسلامي ما ملتي هستيم كه خادم و مخدوم خود بوده و به هيچ عنوان تحت القائات قدرتهاي خارجي نيستيم، اين بزرگترين افتخاريست كه به بركت خون شهدا نصيب ما شده و حقيقتي است كه بايد بر فراز منبرها بيان شود. منبري علاوه بر اطلاعات، بايد دو قلب داشته باشد، قلب سليم و قلب تسليم. قلب سليم يعني به آنچه ميگويد اعتقاد داشته باشد و قلب تسليم يعني كارش را به خدا واگذار كرده و تعداد مخاطب، محل سخنراني، نوع مخاطب و ... برايش مهم نباشد. منبري و به طور كلي انسان بايد خود را از رذايل شيطاني دور كند تا بتواند بر عرصه منبر جلوس نمايد به قول استاد شهيد مرتضي مطهري كسي بايد بر منبر صعود كند كه مجتهد مسلم باشد يعني تسلط و احاطه او بر تمامي علوم به قدري باشد كه بتواند جمعي را هدايت كند. متاسفانه گاهي اوقات منبريهاي ما فقط از يك زاويه به مسائل مينگرند در صورتيكه منبري بايد جامع حقايق تاريخ، فلسفه، عرفان، علم كلام و علوم ديگر باشد اگر منبري فقط يك وجه را ببيند ديگر نميتوان او را منبري ناميد بلكه سخنراني است معمولي كه تنها ميتواند يك مجلس وعظ را اداره كند، بدون تاثيردر مخاطب و روشنگري در ذهن او.
منبع : خبرگزاري شبستان |













